تبليغاتX
گروه علمی پژوهشی قلم ،قلمی برای ایرانیان

گروه علمی پژوهشی قلم ،قلمی برای ایرانیان

مهندسین ایران زمین

معروف‌ترین سخنرانی استیو جابز


استیو جابز در سال 2005 در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین زمانی، بعد از درگذشت وی، خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

معروف‌ترین سخنرانی استیو جابز

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترك تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.

یك وكیل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینكه بعد از تولد من این خانواده گفتند كه پسر نمی خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. این جوری شد كه پدر و مادر فعلی من نصف شب یك تلفن دریافت كردند كه آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول كنند یا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بیولوژیكی من بعداً فهمید كه مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نكرده است. مادر اصلی من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا كند تا اینكه آن‌ها قول دادند كه مرا وقتی كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد كه هفده سال بعد من وارد كالج شدم و به خاطر این كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهی را انتخاب كردم كه شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌كردم بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای كه می‌خواهم با زندگی چه كار كنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من كمك كند نداشتم و به جای این كه پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج كنم ترك تحصیل كردم ولی ایمان داشتم كه همه چیز درست می‌شود.

اولش كمی وحشت داشتم ولی الآن كه نگاه می‌كنم می‌بینم كه یكی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای كه من ترك تحصیل كردم به جای این كه كلاس‌هایی را بروم كه به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به كارهایی كردم كه واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و كف اتاق یكی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌كردم كه یك غذای مجانی توی كلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم كه تبدیل به یك تجربه‌ی گران بها شد. كالج رید آن موقع یكی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در كشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترك تحصیل كرده بودم، كلاس‌های خطاطی را برداشتم.

معروف‌ترین سخنرانی استیو جابز

سبك آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم كه كلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن كلاس‌ها موقعی كه ما داشتیم اولین كامپیوتر مكینتاش را طراحی می‌كردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیكی مكینتاش استفاده كردم. مك اولین كامپیوتر با فونت‌های كامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن كلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مك هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون كه ویندوز طراحی مك را كپی كرد، احتمالاً هیچ كامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌كند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌كند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یك چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است كه هیچ وقت مرا نا امید نكرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد كرده است.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/07/17 توسط محمد رضا

دختری بخاطر حجاب کچل شد! 

دور شدن از حجاب چرا و به چه علت؟

اگر فرض کنیم اتوبان فرهنگی حجاب دو سر داشته باشد؛ شرق و غرب. شرق را نماد حجاب اسلامی و غرب را نماد بی حجابی اروپایی بنامیم ،متاسفانه امروزه دیده می شود با سرعت غیر مجاز در لاین شرق به غرب در حرکت هستیم و روز به روز از فرهنگ اسلامی دورتر و دورتر می شویم .


این روزها بد حجابی یکی از معضلات اساسی فرهنگی جامعه است.

امروزه در معابر عمومی دیده می شود که موجی از بد حجابی و در بعضی نقاط تهران بی حجابی و گاهاً فساد جنسی علنی در سطح شهر دیده می شود .

 

بدحجابی ، ریشه در جهالت دارد !

به فرموده آیت الله جوادی آملی ، ریشه بد حجابی ، جهالت است.

باید به فرد جاهل فهماند ، آموزش داد و آموخت که چرا اسلام می گوید حجاب خوب است و بی حجابی بد؟ به عبارتی می توان گفت که چرایی حجاب مهمتر از اصل حجاب است ! چرا که با دانستن چرایی و علت حجاب ، کم کم افراد به اصل حجاب روی خواهند آورد.

 

رسانه نقش مهمی در اطلاع رسانی دارد!

در فیلم های امروز ،دیده می شود با نقش دادن یک زن محجبه و چادری ، زنی که عفت دارد و حیا را در خود پرورش داده است در مقام یک سرایدار و یا یکی از نقش های منفی و گاه بدبخت فیلم و در عوض از یک خانمی که حجابی نداشته و دارای هفتاد قلم آرایش است ، در نقش یک زن موفق ، بانوی خانه و نقش مهم و اساسی و حساس و مهم فیلم ، جایگاه زنان محجبه را خواسته و ناخواسته تزلزل می دهند .به راستی چرا این اتفاقات در حال رخ دادن است ؟!

مگر نه این است که ما روز به روز باید برای جوانانمان بعد دین و دیانت و حجاب را باروش ها و متد های جدیدی بفهمانیم ؟!

اگر اندکی فکر دینی داشته باشیم و محبت و عاطفه برای جوانانمان ، قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که در راستای ساختن فیلم هایی که مخاطب اصلی آن ها را جوانان و نوجوانان می باشند ، الگوی فاطمی و زینبی را در قالب فیل و سریال ومستند بسازیم وآن را تحویل جامعه دهیم .


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/02/15 توسط محمد رضا

پروژه مبارزه با مهدی باوری

قسمت اول

امام زمان حضرت مهدی (عج)


اعتقاد به مهدویت و انتظار منجی مصلح، تحرک بخش و مقاومت آفرین است؛ زیرا فرد منتظر از احساس حضور امام، امید و نشاط می‌گیرد و برای برپایی حق، مبارزه و مجاهدت می‌کند. از این رو، ستیز با این تفکر برای دشمن، امری حیاتی و استراتژیک است.


تبیین آثار و پیامدهای مهدی باوری و انتظار، انسان را متقاعد می‌کند که مبارزه و ستیز با این تفکر برای دشمن، استراتژیک و ضروری است. ذکر نمونه‌های عینی، به وضوح می‌رساند که دشمن، به ضرورت مطلب پی برده است؛ از این رو از هیچ کاری دریغ نمی‌ورزد.

 

آثار انتظار و امید

اگر امید به آینده و انتظار، از جامعه بشری رخت بربندد، زندگی دیگر مفهومی نخواهد داشت. حرکت و انتظار، در کنار هم هستند و از هم جدا نمی‌شوند. انتظار، علت حرکت و تحرک بخش است. 1

یأس و بدبینی، نظام زندگی را از هم می‌پاشد و آثار زهرآگینی برای بشر به بار می‌آورد. در مقابل، امید نه تنها میل شخصی را برای انجام کار، بلکه توانایی او را نیز در انجام کار زیاد می‌کند. با یأس و ناامیدی، نوع دوستی و فلسفه خدمت به خلق، از میان می‌رود و جای خود را به خودپرستی می‌دهد؛ زیرا هنگامی که امید به زندگی بهتری نباشد، خدمت به نوع و از خودگذشتگی چه سودی دارد؟

از دیگر آثار بد یأس از آینده، تن دادن به وضع موجود است؛ چون همه تلاش، برای فردای بهتر است. در این جوامع [جامعه‌های مأیوس] هر چه هست، گرایش به فساد و رذیلت است؛ زیرا هنگامی که فرد از پدید آوردن راستی و درستی سرخورده و ناامید گشت، خواسته‌ها و نیازهایش از سوی دیگر، سربرمی آورد و آن نیازها، در جای دیگر، مانند فساد و مواد مخدر و... اشباع می‌شود؛ اما انتظار، ضد یأس و ناامیدی است. آن که امید دارد، حیات را خوش دارد و نقایص زندگی را برطرف کرده و به سوی آینده قدم بر می‌دارد و روز خود را از روز دگر بهتر می‌سازد. در انتظار، امید به آینده محقق الوقوع موجود است. چنین امیدی، همه رنج‌ها و مشقت‌ها را آسان می‌سازد و انسان، خودش به خودش، مژده می‌دهد.

خردمندان بشر، برای رسیدن به آینده احتمالی کوشش‌ها می‌کنند و رنج‌ها می‌برند و این رنج‌ها را در کام خود شیرین می‌دانند. حال، اگر آینده، محقق الوقوع باشد، انتظارش روح افزا و دلپذیر خواهد بود.2


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/01/25 توسط محمد رضا

بشارت‌های موعود جهانی

امام زمان (عج)


همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی معتقدند که در پایان جهان موعودی خواهد آمد که به ظلم و ستم پایان می‌دهد و بشر را به سوی سعادت رهنمون می‌شود. این موجود موعود در هر یک از ادیان نامی دارد و آمدنش پیشگویی شده است.


قرآن

قرآن کریم که مهم‌ترین منبع اسلامی است، در این زمینه یک بحث کلی و اصولی دارد، بدون اینکه وارد جزئیات بشود؛ یعنی خبر از تحقق یک حکومت عدل جهانی در سایه ایمان می‌دهد.

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را که به رایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند».1

مواردی که در این آیه از جانب خدا به انسان‌های صالح که اعمال شایسته انجام داده‌اند، وعده داده شده این امور سه‌گانه است: استخلاف فی الارض؛ تمکین دین؛ تبدیل خوف به امنیت.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خواهد آمد روزی که عهد ذلت و خواری ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگی مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدی است که از تمام مراتب دین چیزی نباشد که نداند و یا داند و نفرماید».2 از امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه آمده است که فرمود: «این آیه اشاره به قیام قائم است».3

«قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ»؛ «موسی به قوم خود گفت از خدا یاری جویید و پایداری ورزید که زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌دهد و فرجام [نیک] برای پرهیزگاران است».4

در حدیثی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: « دولت ما آخرین دولت‌هاست و اهل بیتی که برای ایشان دولتی باشد، باقی نمی‌مانند؛ مگر آنکه پیش از ما سلطنت می‌کردیم، می‌دیدند؛ هر آینه سلوک می‌نمودیم مثل سلوک این جماعت و این است قول خدای عزوجل " وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ "».5

« وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ « و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد».6

در تفسیر مجمع‌البیان در ذیل آیه فوق از امام باقر علیه السلام نقل است: «ایشان اصحاب مهدی در آخرالزمان هستند».7

«أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ»؛ « [کیست] آن کس که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار می‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟ چه کم پند می‌پذیرید».8

امام صادق علیه السلام فرمود: «این آیه نازل شده در حق قائم اوست. والله مضطر هر گاه دو رکعت نماز بخواند در مقام ابراهیم و خدای را بخواند؛ پس اجابت می‌کند او را و برطرف می‌کند سوء را و او را خلیفه زمین می‌گرداند».9

در حدیثی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: « دولت ما آخرین دولت‌هاست و اهل بیتی که برای ایشان دولتی باشد، باقی نمی‌مانند؛ مگر آنکه پیش از ما سلطنت می‌کردیم، می‌دیدند؛ هر آینه سلوک می‌نمودیم مثل سلوک این جماعت و این است قول خدای عزوجل " وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ "»

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/01/06 توسط محمد رضا

آیا شیطان ازدواج کرده است؟!

شیطان

خداوند دانا و حکیم، بر اساس علم و حکمت بی مثال خویش، موجودات عالم هستی را به منظور تکثیر و تولید مثل، به گونه ای آفریده که در ازاء موجود نر، موجود ماده ای وجود داشته باشد، تا از این طریق به بقاء نسل تداوم بخشیده و نظام زیبایی آفرینش را پایدار و مستحکم نموده باشد. حال با توجه به این مطلب، ما در این نوشتار بر آنیم که به این پرسش بپردازیم که آیا شیطان نیز، همگام با سایر جانداران، از این قانون نظام هستی، جهت تکثیر نسل استفاده کرده و برای خود جفتی اختیار نموده است یا خیر؟!


در چرخه نظام هستی، جفت بودن و زوج بودن حقیقتی است که هرگز استثناء پذیر نمی باشد. پیش از آنکه آدمی با بهره گیری از تحقیقات علمی و ابزارهای پیشرفته به این مهم دست یابد، خداوند بی همتا در کلام نورانی خود به گونه ی معجزه آسایی از این واقعیت خبر داده و جفت بودن موجودات عالم را، امری فراگیر دانسته که اختصاص به موجود خاصی ندارد بلکه شامل جماد، نبات، انسان و حیوان می شود.

به عنوان نمونه در سوره مبارکه ذاریات، این امر را به روشنی بیان نموده است، تا هرگونه شک و تردیدی در این زمینه را برطرف نماید، خداوند در این سوره مبارکه در مورد این حقیقت انکار ناپذیر به زیبایی می فرماید: (وَمِن كُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ )1؛ و از هر چیزی دو زوج آفریدیم، امید است که عبرت گیرید.

حال با توجه به این مطلب، ما در این نوشتار بر آنیم که به این پرسش بپردازیم که آیا شیطان نیز، همگام با سایر جانداران، از این قانون نظام هستی، جهت تکثیر نسل استفاده کرده و برای خود جفتی اختیار نموده است یا خیر؟!

آنچه در مورد شیطان مسلم بوده و در آن جای هیچ گونه شک و شبهه ای وجود ندارد، آن است که شیطان لعین نیز، مانند سایر جانداران دارای فرزندانی است که تعدادشان بسیار زیادند.

خداوند بی مثال در کلام نورانی خود، در این زمینه به زیبایی می فرماید: (أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ )2؛ آیا شیطان و فرزندانش را به جای من سرپرست خود می گیرید و حال آنکه آنها دشمن شما هستند.

بنابراین شیطان، به یقین فرزندانی داشته، اما اینکه آن ملعون چگونه بچه دار شده است برای ما معلوم نبوده و مدرک قرص و محکمی در این باره وجود ندارد.

در پاره ای از روایات به کیفیت بچه دار شدن شیطان اشاره ای شده است، از برخی از این روایات استفاده می شود که شیطان همانند انسان از طریق ازدواج بچه دار شده است و در برخی دیگر از روایات آمده که آن خبیث از راه تخم گذاری و جوجه کشی بچه دار می شود.

نکته حائز اهمیت در این باره آن است که هیچ یک از این روایات قابل اعتماد نیستند، زیرا برخی از آنها مرسل و برخی مقطوع و یا موقوف هستند.

در پایان این بخش، بیان این مطلب خالی از لطف نیست که در زمینه ازدواج شیطان و اینکه با چه کسی ازدواج کرده است اختلاف نظر است که مختصراً به آن اشاره می کنیم:

1- مجمع البحرین می نویسد: وقتی خداوند متعال اراده کرد که برای ابلیس همسر و نسلی قرار دهد، خشم و غضب را بر او مستولی ساخت و از غضب او تکّه آتشی پیدا شد، از آن آتش برای او همسری آفرید.3

2- در نقل دیگری آمده: ابلیس از همان جوانی، در میان قوم خود، مشغول عبادت و بندگی خداوند بود، تا اینکه زمان ازدواجش فرا رسید، او وقتی تصمیم به ازدواج گرفت با دختر «روحا» به اسم «لهبا» که آن هم از طایفه جن بود، ازدواج نمود، بعد از ازدواج فرزندان زیادی از آن ملعون به وجود آمد، همه آنها مشغول عبادت شدند و مدت طولانی خدا را ستایش نمودند...4


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1389/12/22 توسط محمد رضا
 
آثار معنوی و ملکوتی وضو
وضو گرفتن


فلسفه تشریع بسیاری از احکام دین بر ما پوشیده است و ما با این حساب و کتاب های عقلی نمی توانیم  دقیقا مشخص کنیم که به فلان دلایل این حکم رسیده است و لاغیر .


پس اگر از چند و چون بعضی از احکام چیزی دستگیر ما نشد نباید کج اندیشانه به آن نگاه کنیم بلکه باید متواضعانه سر تسلیم فرو آوریم  و یقین کنیم که خیری است از جانب خداوند حی و قیوم و منتی است بر عبد  ضعیف و محتاج پس منّتش را با جان و دل می پذیریم و سپاس به جا می آورییم برای این همه لطف .

وضو یکی از احکامی است که آثار و برکات زیادی از نظر جسمس و روحی دارد در مورد اثرات جسمی آن قبلا با شما عزیزان صحبت کرده ایم وضوء یک بعد باطنی و معنوی و ملکوتی دارد که اینک به آن روایات توجه فرمائید.

 

1- باعث شستشوی گناهان:

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « انّ العبد اذا نوضّا فعسل وجهه تناثرت ذنوب وجهه، و اذا غسل یدیه الی المرفقین نناثرت عنه ذنوب یدیه، و اذا مسح براسه تئاثرت عنه ذنوب راسه، و اذا مسح رجلیه تناثرت عنه ذنوب رجلیه، و ان قال فی اوّل وضوئه « بسم الله الرّحمن الرّحیم» طهرت اعضاوه کلّها من الذّنوب... »

هنگامی که نمازگزار وضو می گیرد آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی که صورتش را می شوید آثار گناهان از چهره اش زدوده می شود، و زمانی که دو دستش را تا آرنج (مرفق) می شوید گناهانی که بوسیله دست هایش انجام داده از بین می رود، و آن وقت که سرش را مسح می کشد معصیّت هایی که بوسیله سرش انجام داده زدوده می شود، و آن وقت که پاهایش را مسح می کشد گناهانی که به کمک پاهایش انجام داده است از بین خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن « بسم الله الرّحمن الرّحیم » را (با دقّت و فهمیدن معنایش) بگوید تمام اعضایش از گناهان پاک می شود. 1

 

2- جهت معنوی و ملکوتی وضو:

امام رضا علیه السلام فرمود: «الوضوء الّتی من اجلها صار غسل الوجه و الذّرا عین و مسح الرّاس و الرّجلین فلقیامه بین یدی الله عزّ و جل و استقباله ایّاه بجوارحه الظّاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبین، فغسل الوجه للسجود و الخضوع و غسل الیدین لیقلبهما و برغب بهما و یرهب و یتبتل، و مسح الراس و القدمین، لا نهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما فی کلّ حالاته و لیس فیهما من الخضوع و التّبتّل ما فی الوجه و الذّراعین.»

وضوئی که برای آن شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها لازم شده علّتش آن است که نمازگزار در پیشگاه خداوند بزرگ قرار می گیرد و با این اعضای ظاهری (مثل صورت و دست و پا و...) در برابر حق تعالی می ایستد. و با همین اعضای بدن فرشتگان بزرگ که نویسنده اعمالند ملاقات می کند.

بنابراین شستن صورت برای سجده و فروتنی (در برابر ذات اقدس الهی) است. و شستن دست ها برای آن است که ( آنها از آلودگی ظاهری و باطنی مثل گناه پاک شوند) تا بتواند آن دو را با حالت امید ( به فضل خداوند سبحان ) و ترس از ( عاقبت گناهش ) به درگاه خدای بزرگ بلند کند. و مسح سر و پاها برای این است که آن دو ظاهر و آشکاراند و در تمام لحظاتش باید (با فکر و پاهای غیر آلوده) متوجّه خداوند بزرگ باشد. و آن فروتنی و حالت معنوی که در صورت و دست ها در هنگام عبادت است در سر و پاها نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/12/14 توسط محمد رضا

نمونه ای از بی تقوایی زنان!

بی تقوایی زنان


از موقعیّت خانوادگى و موقعیّت اجتماعى افراد استفاده كنیم، القابى را به كار ببریم كه محبوب همه است،  از ساده‏ترین كار و از بزرگان و خودى‏ها شروع كنیم، از سرچشمه‏ى گناهان نهى كنیم، از رفتارها و انحرافات كوچك غافل نباشیم، عوارض و پیامدهاى فساد و انحراف را بیان كنیم ، سعی كنیم تا امر به معروف و نهى از منكر در كنار هم باشد و حتّى براى جلوگیرى از یك منكر از یك فرد اقدام كنیم.


با كرشمه سخن گفتن زن، بى تقوایى است!

«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً ؛ اى همسران پیامبر! شما مثل یكى از زنان (عادّى) نیستید. اگر تقوا پیشه‏اید پس به نرمى و كرشمه سخن نگویید تا (مبادا) آن كه در دلش بیمارى است طمعى پیدا كند، و نیكو و شایسته سخن بگویید. » (احزاب 32)

در آیات گذشته سخن از موقعیت و مسئولیت سنگین همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، در آیه مورد بحث این موضوع هم چنان ادامه مى‏یابد و طى آیاتى هفت دستور مهم به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏دهد.

نخست در مقدمه كوتاهى مى‏فرماید:" اى همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) شما مثل یكى از زنان عادى نیستید اگر تقوا پیشه كنید" (یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ).

شما به خاطر انتسابتان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از یك سو، و قرار گرفتنتان در كانون وحى و شنیدن آیات قرآن و تعلیمات اسلام از سوى دیگر داراى موقعیت خاصى هستید كه مى‏توانید سرمشقى براى همه زنان باشید، چه در مسیر تقوا و چه در مسیر گناه.

بنا بر این موقعیت خود را درك كنید و مسئولیت سنگین خویش را به فراموشى نسپارید و بدانید كه اگر تقوا پیشه كنید در پیشگاه خدا مقام بسیار ممتازى خواهید داشت.

و به دنبال این مقدمه كه آنها را براى پذیرش مسئولیتها آماده مى‏سازد و به آنها شخصیت مى‏دهد نخستین دستور در زمینه عفت صادر مى‏كند و مخصوصا به سراغ یك نكته باریك مى‏رود تا مسائل دیگر در این رابطه خود بخود روشن گردد، مى‏فرماید : « بنا بر این به گونه‏اى هوس‏انگیز سخن نگوئید كه بیماردلان در شما طمع كنند ؛ « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ »

بلكه به هنگام سخن گفتن، جدى و خشك و بطور معمولى سخن بگوئید، نه همچون زنان كم شخصیت كه سعى دارند با تعبیرات تحریك كننده كه گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است كه افراد شهوت ران را به فكر گناه مى‏افكند سخن بگوئید.

تعبیر به" الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ" (كسى كه در دل او بیمارى است) تعبیر بسیار گویا و رسایى است از این حقیقت كه غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است، اما هنگامى كه از این حد بگذرد نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مى‏رسد كه از آن تعبیر به" جنون جنسى" مى‏كنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از این بیمارى روانى را كه بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگیهاى جنسى و محیطهاى كثیف به وجود مى‏آید در كتب خود شرح داده‏اند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/12/14 توسط محمد رضا
در راستای تحلیل روایات مصر در آستانه ظهور، پس از ارائه نمایی کلی از این روایات به نقد سندی و در نهایت به نقد و تحلیل محتوایی این روایات پرداختیم. در تحلیل محتوایی به 4 نکته زیر اشاره شد:

1ـ حوادث مصر از «نشانه های حتمی» یا «غیر حتمی ظهور»

2ـ حوادث مصر از «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» یا «نشانه های منفصل و دور»

3ـ میزان فاصله میان مراحل هفت گانه

4ـ ابهام در این همگانی بودن این اتفاقات


حال به دو نکته پراهمیت دیگر نیز خواهیم پرداخت:

 

5ـ در نظر داشتن مجموعه ای از نشانه های ظهور

همانطور که می دانید نشانه های فراوانی برای ظهور عنوان شده که هر یک به زمان، مکان، حادثه، فرد یا اشخاص متفاوتی بستگی دارد. در میان این نشانه ها برخی با همدیگر در ارتباطند و به نحوی در هم تنیده اند و برخی دیگر ارتباط خاصی با حوادث دیگر ندارند.

بنابراین نشانه های در هم تنیده که بیشتر نشانه های متصل به ظهور هستند، تشکیل یک «مجموعه ای از نشانه ها» می دهند که باید با در نظر داشتن تمامی آنها درباره به وقوع پیوستنشان اظهار نظر کرد.

از سوی دیگر باید توجه داشت که در این «مجموعه مرتبط با هم»، «ترتیب نشانه ها» نیز در خور توجه است. چرا که بنابر روایات ظهور این نشانه ها پی در پی و همانند یک رشته منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد. (الغیبة للنعمانی، ص 262)

بنابراین اگر حادثه ای رخ داد که با گوشه ای از نشانه های ظهور تطبیق داشت اما در عین حال حوادث پیش بینی شده پیش از آن شکل نگرفته بود، نمی توان چنین حادثه ای را از نشانه های ظهور دانست.

از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد.

در موضوع بحث ما هم این مساله باید رعایت شود. یعنی اگرچه حوادث کنونی مصر با گوشه کوچکی از نشانه های ظهور تطبیق دارد اما این برای نشانه بودن کافی نیست بلکه باید نشانه های دیگر ظهور که با کشورها و فرهنگ ها و اشخاص مختلف در ارتباط است نیز شکل بگیرد.

البته ناگفته نماند که در 50 ساله گذشته حوادث بسیاری در عالم رخ داده که برای تطبیق با نشانه های ظهور قابلیت فراوانی دارد. برای نمونه برخی از روایات نشانه های ظهور که مرتبط با ایران است، قابلیت فراوانی برای تطبیق با حوادث رخ داده در ایران معاصر را دارا است. همانند روایتی از امیر مومنان علیه السلام که آغاز نشانه های ظهور را از مشرق برمی شمرد (الغیبة للنعمانی، ص 30) و روایتی از امام کاظم علیه السلام که «قیام مردی از قم» به همراه «گروهی چون پاره های آهن» را پیش بینی کرده است و روایتی از امام صادق علیه السلام که مردم قم را آماده سازان قیام مهدوی و همراهان پابرجای حضرت برمی شمرد.(بحارالانوار، ج 57، ص 216)

امام زمان

بنابراین می توان گفت اگر حوادث مصر بر اساس مراحل هفت گانه ای که گفته شد شکل بگیرد و به همان ترتیب پیش رود، احتمال نشانه ظهور بودنش فراوان خواهد بود. چرا که حوادث دیگری همچون انقلاب اسلامی ایران می تواند تکمیل خوبی بر این پازل دقیق و حساس باشد.

البته نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است.

بنابراین هرگاه مجموعه ای از این حوادث به صورت منظم و هدفمند چنان در کنار یکدیگر شکل گرفت که تطبیق آن با نشانه های ظهور بسیار عادی جلوه داد، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری سخن گفت و فرج را بسیار نزدیک و دست یافتنی پنداشت.

نتیجه این که حوادث کنونی عالم و بالاخص حوادث کنونی مصر، اگرچه با اندکی از نشانه های ابتدایی ظهور قابلیت تطبیق را دارد اما این حوادث هنوز به مرحله ای اطمینان آور نرسیده است و دعای بیشتری را از جانب ما می طلبد.

نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است

زیرا اولا روشن نیست که در پی حوادث کنونی مصر همان اتفاقات زنجیر واری که در روایات پیش بینی شده، در این کشور به وقوع بپیوندد و ثانیا وضعیت دیگر نشانه های ظهور نیز در حاله ای از ابهام قرار دارد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1389/12/03 توسط محمد رضا

میزان قتل و کشتار در آخرالزمان

امام زمان (عج)

وقتی به بررسی روایات وارده در زمینه مهدویت و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازیم، به روایاتی برمی خوریم که بیانگر کشتاری در حجم وسیع است که قسمتی از آن ها مربوط به ملاحم و فتنه های قبل از ظهور است و ارتباطی به دوران ظهور ندارد و تنها به بیان اوضاع نابسامان جهان قبل از ظهور می پردازد و دسته ای دیگر از روایات نیز مربوط به زمان ظهور و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.


اما آیا به راستی وقتی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند، دست به کشتار وسیعی می زند و همه را از دم تیغ می گذارند؟... شاید این سؤالی باشد که شما نیز مایل باشید پاسخ آن را بدانید. قبل از پاسخ به این سؤال،باید دانست که روایات وارده در این زمینه به دو دسته تقسیم می شوند:

1. روایاتی که از طریق عامه نقل شده و بیشتر هم از احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله است و البته بیشتر آن ها هم از نظر سند دچار مشکل است، به طوری که بعضی از آن ها مرسل است و برخی دیگر به پیامبر صلی الله علیه و اله منتهی نمی شود؛ بلکه از افرادی همانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله مسلمان نبوده است. قابل ذکر است که بیشتر این روایات، از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده اند.

2. روایاتی که از طرق اهل بیت علیهم السلام نقل شده و یا در کتاب های شیعه ذکر شده است.

 

میزان کشتارها

به یقین هنگام قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قتل و کشتار رخ خواهد داد؛ زیرا این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد. اهل بیت علیهم السلام نیز در روایات مختلفی بر اصل قتل و خونریزی هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده اند. در روایتی آمده است: یکی از یاران امام باقر علیه السلام درباره این سخن مرجئه که می گویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد، همه کارها برای او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد، از امام باقر علیه السلام سؤال کرد و امام در جواب فرمود: «هرگز چنین نیست؛ سوگند به آن که جانم به دست اوست، کار به اینجا می انجامد که ما و شما عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد».1

اما از سوی دیگر این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که نیم نگاهی به تاریخ اسلام، بیانگر آن است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام همواره کوشیده اند امور را به طور عادی و از مسیر طبیعی آن انجام دهند و حتی الامکان دست به شمشیر نشوند؛ زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است. اما گسترش عدالت در جامعه تیز اقتضای کشت و کشتار ـ اگر چه در حد محدود ـ را دارد. همچنین قرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حل شود، ولی این اندیشه افراطی نیز صحیح نیست و هرگز دلیلی عقلی و عقلایی و نقلی بر گستردگی کشتارها در حدی وسیع وجود ندارد.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «این امر ـ قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند»

زمان کشتارها

با توجه به روایات، اندکی قبل از ظهور جهان شاهد جنگ های خونینی خواهد بود و مردم با مشاهده و مواجهه با این جنگ ها، به استقبال مصلح عالم خواهند رفت. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با استفاده از این شرایط و با کمترین استقامتی از سوی مخالفین خود و ظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.

امام زمان

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «این امر ـ قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند». راوی می گوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوم مردم از بین بروند، چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: «آیا راضی و خرسند نمی شوید که شما از یک سوم باقی مانده باشید».2

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام در پاسخ زراره که از حقیقت ندای آسمانی پرسیده بود، فرمود: «آری، به خدا سوگند، چنان است که هر قومی با زبان خودشان آن را می شنوند. این امر محقق نمی شود تا این که نه دهم مردم از میان بروند».3

امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری فرموده است: «قبل از قیام قائم، دو نوع مرگ رخ می دهد؛ مرگ سرخ و مرگ سپید تا این که از هر هفت نفر، پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.»4

این گونه روایات به حجم وسیعی از کشتارها پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قبل از ندای آسمانی اشاره دارد؛ هر چند برخی از این دسته روایات نیز از مجعولات و اسرائیلیات هستند که با اهداف و انگیزه های خاصی همانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا توجیه کشتارها در فتوحات و ... به کتاب های روایی وارد شده و کشتارهای زیادی را به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت داده است. برخی از این دسته روایات نیز از نظر سندی دچار مشکل هستند؛ از جمله روایتی که فضل بن شاذان از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرموده است: «قائم، آن قدر از انسان ها را می کشد که تا ساق پا را خون فرا می گیرد، تا آنکه شخصی از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید می کند».5 این حدیث، مرفوعه است و از نظر سندی نیز مشکل دار است.

به این نکته نیز باید توجه داشت که کار عظیمی که حضرت انجام می دهد؛ یعنی گسترش حکومت عدل جهانی، اقتضای چنین قتل و کشتاری ـ اگرچه در حدی محدود ـ  را دارد؛ زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولی وقتی این کشتارها را با قیام ها و نهضت های دیگرمقایسه کینم، در می یابیم که قابل توجه نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 1389/11/29 توسط محمد رضا

انقلاب ایران به روایت قرآن و حدیث

انقلاب

اشاره:

ملت قهرمان ایران به رهبری داهیانه بزرگ سکاندار کشتی انقلاب اسلامی با الهام از آیات وحیانی قرآن کریم و تعالیم نجات بخش ائمه دین، علم سرنگونی رژیم سفاک و جابر ستمشاهی را برافراشت و اینک افزون بر سه دهه متوالی است که به عنوان ام القرای جهان اسلام، الگوبخش جنبش های سلطنت ستیز ملت های آزادی خواه جهان بوده و است.

ما معتقدیم که این انقلاب سترگ، ریشه در آموزه های قرآن و مبانی اهل بیت علیهم السلام داشته است. شواهدی که نویسنده این مقال، از قرآن و روایات آورده است، این حقیقت را به خوبی آشکار می سازد.

 

* اگر ایمان در ثریا باشد، ایرانیان به آن دست می‌یابند

رمز پیروزی ملت مسلمان ایران بر طاغوت و ابرقدرت‌های استثمارگر، ایمان و شهادت طلبی آنان بود که پیامبرگرامی اسلام((ص) ) و قرآن مجید به آن اشاره کرده‌اند، در آیه 38 سوره محمد (ص) خطاب به اعراب آمده است: « ... وَإِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَكُمْ ثُمَّ لَا یَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » «اگر شما به اسلام پشت کنید، خداوند قومی را جایگزین شما می کند که مانند شما نباشد»

عبد العزیز بن عبد عن أبی هریرة ، قال: كنا جلوسا عند النبی صلّى اللّه علیه و سلّم فأنزلت علیه سورة الجمعة وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ قالوا: من هم یا رسول اللّه؟ فلم یراجعهم حتى سئل ثلاثا، و فینا سلمان الفارسی فوضع رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم یده على سلمان الفارسی ثم قال: «لو كان الإیمان عند الثریا لناله رجال- أو رجل- من هؤلاء» و رواه مسلم و الترمذی و النسائی و ابن أبی حاتم و ابن جریر من طرق، عن ثور بن زید الدیلی عن سالم أبی الغیث عن أبی هریرة به تفسیر قرآن العظیم

ابوهریره در تفسیر این آیه می گوید: جمعی از یاران رسول خدا(ص) گفتند یا رسول الله(ص) این قوم که خداوند در کتابش از آنان یاد کرده است، کیانند؟ سلمان کنار پیامبر بود، حضرت دست روی زانوی سلمان زده و فرمودند: این مرد و قوم او هستند، اگر ایمان در ستاره ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست یابند.( ج8  ص425 تفسیر صافی ج5 ص173 _ مجمع البیان ج 10ص429)

 

* مردانی از قم چون پاره‌های فولاد

این همان مصداق حدیث شریفی است که از امام موسی‌بن‌جعفر‌(ع) در توصیف قیام حق طلبانه امام خمینی‌(ره) از شهر خون و قیام «قم» و یارانش که به پاره‌های فولاد از آنان یاد شده است، وارد شده است.

« عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (ع) قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین.» بحار الانوار، ج 57، ص216، باب 36

علی‌ بن عیسی از ایوب بن یحیی از امام موسی‌بن‌جعفر‌(ع) روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت می‌کند و قومی گرداگرد او جمع می‌شوند به صلابت پاره‌های فولاد، تند بادها آنان را نمی‌سوزاند و از جنگ خسته نمی‌شوند و ترس به خود راه نمی‌دهند و بر خدا توکل می کنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است.

در آیه 38 سوره محمد (ص) خطاب به اعراب آمده است: « ... وَإِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَكُمْ ثُمَّ لَا یَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » «اگر شما به اسلام پشت کنید، خداوند قومی را جایگزین شما می کند که مانند شما نباشد»

*قیام مردمی حق طلب از مشرق زمین

این جماعات همانایی هستند که امام باقر‌(ع) در وصفشان فرموده است: (عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ كَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْه) غیبت نعمانی، ج50، ص273


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/11/21 توسط محمد رضا

امام عصر و مدت زمان فتح دنیا

برخورد عادلانه مهدی (عج) با غیرمسلمانان

امام زمان

مدت جنگ و نبرد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف برای فتح دنیا نیز مؤید دیگری است بر اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان به عدالت رفتار می‌کند.

 

عدالت مهدوی و ادیان دیگر

درباره برخورد سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با انسان‌های عصر ظهور، اندیشه‌ای خرافی وجود دارد که بیانگر برخوردهای تند و خشونت بار است. این تصور به دور از واقعیت و تاریک از عصر پرفروغ ظهور، گاه انسان‌های نادان را به مرز بی رغبتی و حتی تنفر از درک آن روزگار پرشکوه می‌کشاند. در این دیدگاه، فرو رفتن در منجلاب فساد و تباهی و دوری از فضیلت‌ها و آرمان‌های اخلاقی، غیر مسلمانان را سزاوار برخوردی سهمگین و انتقامی سخت کرده است و سپاه مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی خداوند متعال مأمور گرفتن این انتقام است!

وقتی نیم نگاهی به میراث فرهنگی پیشوایان دینی علیهم السلام می‌اندازیم، با سخنی جز آنچه بیان شد، مواجه می‌شویم که واقعیت را به گونه‌ای دیگر ترسیم کرده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها مهدی مسلمانان که مهدی همه امت‌هاست.1 مظهر رحمت واسعه الهی است.2 بهار مردمان است3 که همچون بهار، خرمی و طراوتش را به همگان هدیه می‌کند.

از جمله ابعاد مختلف برخوردهای عادلانه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عدالت در دعوت (تبیین، دادن فرصت فکر و تصمیم‌گیری و...)، عدالت قضایی، عدالت اقتصادی و... است که گاه از مرز عدالت خارج و به حوزه احسان وارد می‌شود. آنچه به عنوان یکی از سؤالات مهم در باب مهدویت مطرح می‌باشد، این است که آیا آن حضرت در آغاز حرکت جهانی خویش با اهل کتاب برخوردی عادلانه، مسالمت‌آمیز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و یا اینکه بسیاری از آنان را از دم شمشیر خواهد گذراند؟ قراین کدام دیدگاه را تأیید می‌کنند و از روایات مربوط کدام نظریه را می‌توان تأیید کرد؟

برای پاسخگویی به این سؤالات چند مؤید را در نظر می‌گیریم:

نرمش دولت‌ها در برابر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

بر اساس روایات و موازین فقهی و اسلامی، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قبل از لشکرکشی و آغاز جهاد، اهل کتاب را به اسلام می‌خواند و اهداف خود از جهاد را به آنان اعلام می‌کند. آن اهداف عبارتند از گسترش توحید، معنویت، عدالت... . رساندن این پیام به گوش جهانیان، با توجه به فن آوری موجود در امر اطلاع رسانی و ارتباطات امری ساده است. با رسیدن پیام حضرت به گوش جهانیان، این پیام آسمانی در دل انسان‌های خسته و مأیوس نور امیدی می‌تاباند و انسان‌های تشنه معنویت و عدالت و خسته از پوچی و ظلم و فساد را به جنبش و تحرک وامی‌دارد و در درون کشورهای مسیحی و یهودی، گروه‌ها و جماعت‌های زیادی خود به خود و به صورت خودجوش شکل می‌گیرد و خود را برای کمک به امام که در حال حرکت به سوی آن‌هاست، آماده می‌کنند. در سخنی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: < چون قائم قیام کند، کسی که گمان می‌رفت اهل این امر باشد، از آن خارج می‌شود و در مقابل، افرادی که مانند خورشید و ماه پرستان هستند، به آن می‌پیوندند>.4

بر اساس روایات یاد شده هشت ماه آن که قاعدتاً هشت ماه آغازین ظهور است، مدت زمانی است که امام با مخالفان خود به جنگ و نبرد خواهد پرداخت؛ بنابراین درگیری‌های امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان بسیار اندک خواهد بود و آنان در برابر امام مقاومت چندانی نخواهند کرد و امام با کم‌ترین درگیری، سرزمین‌های آنان را فتح خواهد نمود

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/11/07 توسط محمد رضا

آثار محبت به اهل بیت علیهم السلام

امام زمان(عج)


به تصدیق آیات و روایات ، داشتن محبت قلبی به اهل بیت (ع) ، مخصوصاً امام زمان (ع) عاملی برای ترفیع درجه در آخرت می باشد و موجب سعادت دنیا و آخرت خواهد شد .

شایان ذکر است که محبت حقیقی به اهل بیت زمانی خود را به زیبایی نشان خواهد داد که ، پیروان در صدد انجام خواسته ها و دستورات آنان باشند .


محبت عاملی برای رفعت مقام و جایگاه

پیروان ولایت اهل بیت علیهم السلام و منتظران ظهور امام زمان علیه السلام از مقامی بلند در نزد خداوند متعال برخوردارند .

گر چه لازمه تشیع و محبت ، پیروی از دستورات پیشوایان است ، ولی بلندی مرتبه پیروان اهل بیت علیهم السلام از جهت اعمال نیک ورفتار پسندیده آنان نیست ، تقرب آنها در نزد خداوند متعال ، ابتداء به جهت پیروی آنان از امامی است که خدای سبحان برگزیده وبه اطاعت او امر کرده است .

خداوند از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: « فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی ؛ پس هر کس پیرو من باشد ، او از من است .»1

حضرت باقر علیه السلام در ذیل آیه فوق فرمودند : « من أحبَّنا فهو منّا أهل البیت ؛ هر کس که ما را دوست بدارد ، از ما اهل بیت می باشد .»

راوی از این مقام بلند (از اهل بیت بودن) برای دوستدارن اهل بیت شگفت زده شد ، امام برای روشن ساختن او به آیه فوق استناد نموده ، فرمودند : پس هر کس پیرو من باشد ، او از من است .»2

حشر و نشر هرکس با امام و پیشوای خود خواهد بود !

حشر معنوی ، ملکوتی واخروی هر کس باامامی است که از او در دنیا پیروی نموده است .

لذا پیرو اهل بیت در نزد خدا ودر عالم آخرت ودر بهشت برین الهی در جایگاه رفیع جای داشته ،وعلت این مقام بلند ، حشر دنیوی او  آن اهل بیت می باشد . خدای متعال می فرماید : «وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً ؛ آن کس که از خدا ورسول پیروی کند ، پس آنان همراه کسانی که خدا به آنان نعمت عطا کرده است ، با انبیاء وصدیقین وشهداء وصالحین خواهند بود وچه نیکو همراهانی هستند! »3

به فرموده حضرت رضا علیه السلام، شیعیان ودوستداران اهل بیت علیهم السلام مصداق آیه فوق بوده، همنشین انبیاء وصدیقین وشهداء وصالحین خواهند بود .4

دوستداران اهل بیت علیهم السلام با پیروی از پیشوایان الهی در حزب خدا وارد گشته ، مصداقی از این آیه شریفه می باشند : « وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ ؛ وآن کس که ولایت خدا ورسول ، وولایت مؤمنین (ائمه علیهم السلام) را بپذیرد، پس بدرستی که حزب الهی پیروزند .»5

آنان با پیروی از ائمه معصومین علیهم السلام، در زمره بهترین خلق خدا قرار می گیرند ، زیرا خدای متعال می فرماید : « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ ؛ کسانی که ایمان آورده اعمال نیکو انجام دهند ، بهترین مخلوقات خدایند .»6


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/11/07 توسط محمد رضا

مواظب باش سرت کلاه نرود!

سرت کلاه نرود

سود و زیان در قرآن

در قرآن در بحث تجارت و خرید و فروش از واژه های تجارت ، خسارت ،ثمن و ... بسیار استفاده شده است .

در جهان بینی اسلامی ، الهی كل جهان ، بازار است ، انسانها فروشنده و جنس مورد خرید و فروش، جان و مال مردم ونرخ سود و زیان  رضایت خدا و مردم ونتیجه کار بهشت و یا دوزخ است .

سرمایه ات را ارزان نفروش !

همه ی حرف قرآن این است که می خواهد بگوید : ای انسان ها اگر می‌خواهید سعادتمند شده و به سمت خدا بروید ، چاره ای جز دوری از شیطان نیست .

اگر می‌گوید اخلاص داشته باشید و در کارهایتان ریا نکنید ، این كارها را انجام دهید ویا کارهایی را انجام ندهید ،  همه اینها تنها به این خاطر است که بگوید ؛ ای بشر تو سرمایه ی گران قیمت و ارزشمندی داری ، كه خواهی نخواهی در حال فروش آن هستی ! فقط مواظب باش  آن را ارزان نفروشی !

 حالا كه این کالا فروختنی است و خریدار نیز خداوند است، جنسمان را صافکاری کنیم وباظاهر و باطنی زیبا  بفروشیم !

خدا مشتری است !

ما آب را از لیوان پاک وتمیز می‌خوریم ، اگر آب در یک لیوان و ظرف نجس و کثیف باشد، به آن لب نخواهیم زد.

« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنْ الْمُؤْمِنِینَ » خداوند نیز مشتری کالای تمیز و بهداشتی می باشد و تنها اجناس مؤمنین ( چه زن و چه مرد) را خریداری می کند و با اجناس غیر مؤمنین که اجناسشان بویی از ایمان نبرده است ، کاری ندارد .

به عبارتی خداوند تنها اجناسی را  که بر آن ها مهر استاندارد ایمان خورده است را قبول دارد و به غیر از آن هیچ کاری ندارد .

اینكه ما پولی را بدزدیم و آن را صدقه بدهیم ،  در پیشگاه خداوند ذره ای ارزش ندارد و قبول نمی شود ، بلکه مهم این است که کالای عرضه شده بهداشتی و دارای مهر استاندارد باشد .

خواهی نخواهیم ، عمرمان به فروش می رود

 توی بازار دنیا ، فروختن جنس به انتخاب فروشنده است ؛ به این معنا که اگر بخواهد می فروشد و اگر نخواهد نمی فروشد اما در مورد عمر این اتفاق نمی افتد ، به این معنا که ما در فروختن جنسمان (عمر) انتخابی نداریم ، و خوب و بدش لحظه به لحظه در حال رفتن است .

 

ضرر نکنیم!

در بازار فروشنده ای فریاد می زد و گریه و ناله می کرد که شما را به خدا جنس من را بخرید .

وقتی رفتم ببینم جنس او چه چیزی است که اینقدر در مورد فروشش بی تابی می کند ، دلیلش را فهمیدم .

جنس او یخ بود ،آنجا بود که معنای « إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ»1  را فهمیدم كه یخ فروش اگر جنس را از او نخرند ، یخ هایش تبدیل به آب خواهند شد و از بین می روند  ودر نهایت ضرر خواهد کرد .

خسارت و ضرر انسان نیز به این معنا است که عمری که استفاده ی خوب از آن نشود از بین خواهد رفت و صاحب عمرخسران زده خواهد بود .

قرآن در مورد بعضی از افراد می فرماید : «فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِینَ »2 بعضی‌ها سود نبردند، «أُوْلَئِكَ هُمْ الْخَاسِرُونَ » 3 در حقیقت اینها خسارت كرده اند.

در مورد بعضی می فرماید: «الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ ؛ خیلی خسارت كردند» 4 و گاهی نیز می فرماید: «بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا ؛ خیلی خیلی خسارت كردند »5 تعبیرها درجه بندی دارد .

علامه طباطبایی می‌فرماید : در روز قیامت ، مستكبرین به مستضعفین می‌گویند : اگر شما زنده باد نمی‌گفتید و ما رادر کارهایمان تشویق نمی کردید و در جایی که باید بر علیه ما قیام می کردید و سکوت نمی کردید ، ما بالا نمی ‌آمدیم و به کارهایمان ادامه نمی دادیم ، مستضعفین نیز می گویند : اگر شما راه کج را نمی رفتید ،انحراف را طی نمی کردید ، ما به دنبال شما نمی آمدیم و بیچاره نمی شدیم

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/10/16 توسط محمد رضا

نگرشی به زیارت آل یاسین

سلام علی آل یس

امام زمان

درود بر آل یاسین

زیارت آل یاسین، یکی از زیارتهای مشهور حضرت صاحب الامر، علیه السلام، است. راوی و ناقل این زیارت جناب ابو جعفر محمد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک جامع الحمیری القمی است که همه علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کرده اند. او صاحب کتابهای متعددی بود که ظاهراً چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری می زیسته مکاتبات بسیاری با ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر، علیه السلام، داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات متعددی به وسیله او نقل شده است که جمله آنها توقیعی است که متضمن زیارت شریف آل یاسین است.

 

چرا بر خاندان پیامبر درود می فرستیم؟

این سلام نخست از لطافت و ادب خاصی برخوردار است; زیرا گر چه این زیارت شریفه زیارت امام زمان، علیه السلام، است و همه سلام های بعدی به آن وجود مقدس اختصاص دارد; در اولین گام، سلام است بر همه این خاندان و درود ست بر تمامی این دودمان.

گویا چنین گفته اند که: تو که زائری و می خواهی مرا زیارت کنی، تو که مایلی بر من سلام و درود داشته باشی، ادب اقتضا می کند که اول به همه خاندان من، آباء گرامی و اجداد طاهرین من سلام کنی و درود بر آنها را، حتی بر سلام خاص من مقدم داری. آنان پدران و اجداد من هستند و از هر جهت احترام و اکرامشان لازم می باشد .

ظاهراً سلام بر خاندان رسالت، علیهم السلام، به عنوان «آل یس » از دو آیه شریفه قرآن استفاده شده است; یکی نخستین آیه سوره مبارکه یس است. در روایات رسیده است کلمه «یس »، اولین آیه این سوره نام حضرت ختمی مرتبت است که به نقل یک حدیث در این جهت بسنده می کنیم.

عن سفیان بن سعید الثوری عن الصادق، علیه السلام، قال له: یا ابن رسول الله، ما معنی قول الله عز و جل «یس»؟ قال: اسم من اسماء النبی و معناه یا ایها السامع الوحی. 1

سفیان ثوری به حضرت صادق، علیه السلام، عرضه داشت: ای پسر رسول خدا، معنای کلام پروردگار عز و جل «یس» چیست؟ فرمود: نامی است از نام های پیامبر و معنایش، ای شنونده وحی است.

احادیث بسیاری در تأیید این که مراد در این آیه سلام بر اهل بیت پیامبر خاتم، صلی الله علیه وآله، است، رسیده است که به عنوان نمونه یکی از آنها را بیان می کنیم ؛

حضرت صادق علیه السلام، از امیرالمؤمنین علیه السلام، نقل فرموده است که درباره آیه شریفه «سلام علی آل یس »، فرمود: «یس محمد و نحن آل یس؛ یس محمد است و ما خاندان و دودمان یس هستیم. » 2

مفسرین خاصه و عامه در تفاسیرشان از ابن عباس آورده اند که: « آل یس آل محمد، علیهم السلام اند»; و یا «ما آل محمد آل یس هستیم .» 3

سفیان ثوری به حضرت صادق، علیه السلام، عرضه داشت: ای پسر رسول خدا، معنای کلام پروردگار عز و جل « یس » چیست؟ فرمود: نامی است از نام های پیامبر و معنایش، ای شنونده وحی است

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/10/16 توسط محمد رضا

مسافرت به روش پیامبر (صلی الله علیه و آله)!

پیامبر (ص)

از جمله مصادیق بارز الگوگیری از زندگی و سیره نبی مکرم اسلام آداب ایشان در سفر است. به راستی پیامبر (صلی الله علیه و آله) چگونه مسافرت می کردند؟!! شاید بپرسید مگر مسافرت هم آدابی دارد؟! با ما همراه باشید با بخش هایی از سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) در سفر!

 

مسافرت و سفر

سفر بخشی از زندگی است که سبب می شود روحیه انسان باز شده و با آداب و احوال سایر مردمان آشنا گردد. امّا سفر به تنهایی شاید فایده چندانی را در بر نداشته باشد!! بلکه هنگامی مفید واقع می شود که در آن نکات کلیدی مورد توجه قرار گیرد، نکاتی که سبب می شود روند یک سفر و مسافرت عادی غیر از مسایل حاشیه ای کسب تجربه و عوض شدن روحیه و غیره،به یک جریان الهی و توجه به پروردگار تبدیل شود. این رویه و سیره همیشگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود که مسافرت کردنشان نیز فارغ از یاد خدا نبود! و در روز مسافرت، رفت و آمدشان از سفر و خلاصه کوچک و بزرگ جزئیات سفر از یاد خدا غافل نبودند!

 

روز سفر

از امام صادق(علیه السلام) روایت است که فرمودند: پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگامی که قصد مسافرت در تابستان را داشتند در روز 5 شنبه از منزل خارج می شدند و هنگامی که قصد بازگشت در زمستان را داشتند در روز جمعه وارد می شدند.1 و ورود و خروج از سفر در زمستان را در جمعه مستحب می دانستند. 2

شیخ صدوق از امام صادق(علیه الیلام) روایت می کند که فرمودند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) روز 5 شنبه را روزی می دانستند که خدا و رسولش و ملائکه آن را دوست دارند 3 و می فرمودند: در این روز اعمال به سوی خداوند بالا می رود.4 حال چه سرّی در روز 5 شنبه و جمعه است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن ها را برای سفر انتخاب می فرمودند ما که ناآگاهیم امّا همین قدر از سیره مبارکشان می توانیم دریافت کنیم که ملاک رضایت خداوندی و توجه به یاد الهی است.

نقل است از سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) که هنگامی که در سفر در جایی توقف می کردند یا به خانه ای وارد می شدند نمی نشستند تا آنکه دو رکعت نماز می گزاردند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/10/16 توسط محمد رضا
 ”>